در آسمان بلندمرتبه ادبيات ايراني، ستارگان درخشان فراواني پا به عرصه وجود گذاشتهاند كه صيت شهرت و آوازة معروفيت آنان، مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي و ادبي جهان را پشت سرگذاشته و ترجمه اشعار و آثار آنها به اغلب زبانهاي مهم و زنده دنيا، به ادبيات جهان غناء و به فرهنگ و تمدن ايراني و زبان و ادبيات فارسي در ميان ساير ادبيات ملتهاي جهان، جايگاه ويژه و ممتاز و ماندگاري بخشيده است. در بين حكما و انديشمندان صاحب نام ايراني، نام و انديشههاي حكيم عمرخيام عالم و شاعر بلندمرتبه ايراني، بيش از ساير شخصيتها، در تذكرهها و كتابها و درميان آراء و عقايد دانشمندان برجسته داخلي و خارجي، مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. اگرچه حكيم عمرخيام در اصل رياضيدان و فيلسوف است، ولي شهرت عالمگير وي بيشتر به خاطر رباعيات شيرين اوست، كه حاوي انديشههاي بلند فلسفي و ارزشهاي متعالي انساني است. از چندين هزار مقاله و كتابي كه تاكنون درباره شخصيت و اثار او به زبانهاي مختلف، در سراسر جهان تأليف و منتشر شده است، بيش از 95 درصد با رباعيات وي پيوند دارد. انديشههاي ژرف و حكمتهاي ارزشمند متعالي انساني مطرح در اشعار و رباعيات خيام، از وي و فرهنگ ايران زمين در جهان چهرهاي نامدار و ماندگار ساخته كه استقبال بيش از حد جامعه جهاني از او نيز ناشي از همين ژرفنگريها و باريكانديشيهاست. خيام در چين در سرزمين شعر و ادبيات شرق دور، يعني كشور چين هم رباعيات عمرخيام پس از چاپ اولين ترجمه آن به زبان چيني درسال 1919 با استقبال فراواني روبرو شد و شخصيتهاي بزرگ فرهنگي و ادبي متعددي در اين كشور اقدام به ترجمه رباعيات خيام به زبان چيني نمودهاند كه ازجمله ميتوان به افرادي همچون دكتر «هوشي» رييس سابق دانشگاه پكن، دكتر «گوه مو رو» شاعر، مورخ، باستان شناس و رييس سابق فرهنگستان هنرچين،» وانگ منگ» نويسنده معروف و وزير اسبق فرهنگ چين اشاره كرد. طبق يك آمار غيررسمي تاكنون بيش از 22 ترجمه كامل و يا بخشي از رباعيات عمرخيام به زبان چيني دراين كشور چاپ و منتشر شده كه 18 مورد آنها از زبان واسط همچون روسي، فرانسوي، انگليسي و ازبكي به چيني ترجمه شده است، و چهار مورد نيز به صورت مستقيم از زبان فارسي به چيني برگردان شده كه مترجمين آنها عبارتند از آقايان پروفسور «جان هونين» ، «شين بين شون» ، «جان هويي» و «خانم موهونگ يان» . ازجمله دلايل علاقمندي مترجمين چيني به برگرداندن رباعيات عمرخيام به زبان چيني، علاوه بر جاذبههاي عمومي موجود در رباعيات ، ميتوان به دو دليل خاص نيز اشاره نمود: 1. تشابه موجود بين رباعيات و يك نوع شعر قديمي چين به نام «جوئه جو» كه بسيار شبيه به رباعي فارسي است. اين سبك از شعر چيني هم چون رباعيات فارسي، داراي چهار مصراع بوده مصراعهاي اول، دوم و چهارم آن از وزن و قافيه مشخصي برخوردار است، و در ادبيات كهن چين جايگاه ويژهاي دارد. 2. انعكاس برخي از كلمات و آثار فرهنگ چيني همچون «لعبتكان» ، «فانوس خيال» و... در رباعيات عمرخيام، كه به زعم چينيها نشاني از تأثير فرهنگ چيني در زبان و ادبيات فارسي است. از بين ترجمههاي متعددي كه تاكنون از رباعيات عمرخيام به زبان چيني صورت گرفته است، ترجمه پروفسور «جان هونين» استاد بازنشسته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پكن را ميتوان بهترين ترجمه دانست، زيرا ايشان علاوه بر استفاده از تجارب ساير مترجمين، به خاطر تسلط به زبان فارسي، درك بهتري از مفاهيم و واژهها و عبارات به كاربرده شده در رباعيات خيام داشته و لذا بهتر توانسته اين مفاهيم را به زبان چيني برگرداند. وي معتقد است كه منشا اشتباهات و نارسائيهاي موجود در ترجمه مترجمين چيني رباعيات خيام كه از زبان غيرفارسي آنرا ترجمه كردهاند، نارسايي موجود در ترجمه «فيتز جرالد»، اولين مترجم انگليسي رباعيات است كه مترجمين چيني را به بيراهه كشانده و باعث شده كه آنها نتوانند مفهوم دقيق رباعيات را درك كنند و بصورت صحيحي به زبان چيني برگردانند. آنچه در پي ميآيد، مقاله نقد گونهاي است كه پروفسور «جان هونين» ، از ترجمه انگليسي «فيتزجرالد» و ترجمههاي چيني كه براساس آن از رباعيات صورت گرفته، نگاشته است. اين مقاله تحت عنوان «كلمة ـ آه عشق ـ به هيچوجه وجود ندارد»، در سال 2003 در يكي از نشريات معتبر ادبي چين به نام «نيلوفر آبي» منتشر گرديده است. كلمة «آه عشق» به هيچوجه وجود ندارد درتاريخ 21 ماه آوريل سال جاري و در سفر رييس جمهوري خلق چين به ايران، دو نسخه از «مجموعة شاهكارهاي ادبي ايران» (اداره نشريات ادبي و هنري استان هونن، چاپ در ماه مه 2002) به امضاي رؤساي جمهوري دو كشور چين و ايران جناب آقاي «جيانگ زمين» و جناب آقاي خاتمي رسيد تا بعنوان سمبل دوستي در كتابخانههاي ملي دو كشور جاودان باشد. «رباعيات» عمر خيام (1048ـ1122 م) شاعر بزرگ ايران، شاهكار ادبي مشهور جهان است. در يكي از مقدمههاي «رباعيات» خيام آمده است: ممكن است شما با ايران آشنايي زيادي نداشته باشيد، ولي ممكن نيست كه خيام را نشناسيد. همچنين گفته ميشود كه «رباعيات» خيام، پس از كتاب مقدس مسيحيان، كتابي است كه به زبانهاي مختلف جهان با بيشترين تيراژ ترجمه و چاپ شده است. خيام در اصل رياضي دان، منجم، فيلسوف و پزشك بود، و اشعار او در دوران حياتش خيلي مشهور نبود. وي رباعيات را بعد از انجام كارهاي علمي و تنها براي سرگرمي سروده است. رباعيات خيام، بيانگر شناخت هوشيارانه و عميق وي از زندگي جامعة خود، و پيوند انديشه فيلسوفانه با احساسات شاعرانه و نالة روح از رنج و فشار سياسي و مذهبي زمان شاعر است. جهانيان، هرگز اين شاعر بزرگ ايراني را فراموش نميكنند. طبق آمار غيررسمي، پس از انتشار اولين ترجمه «رباعيات» به زبان چيني توسط آقاي «گوه مو رو» در سال 1924، تاكنون حدود 20 ترجمه ديگر از آن به زبان چيني ترجمه و منتشر شده است. علاقه و شور و شوق به «خيام» در جهان، با انتشار «رباعيات» با ترجمة انگليسي «فيتز جرالد» شروع شد. «فيتز جرالد» (1809ـ 1883 م) در سالهاي آخر زندگي خود (از 50 سالگي تا زمان مرگ) رباعيات خيام را به زبان انلگيسي ترجمه كرد. وي با روح و قلم خود، اشعار، روحيات و جاذبههاي خيام را جاودانه كرد. تعداد زيادي از مردم جهان ترجمة وي را نمونه كامل ترجمه تلقي ميكنند، و بسياري از اشعار ترجمه شدة وي وارد آثار ادبي انگلستان شده است. «روسه يي» و «تني سون» شعراي انگليسي، از ترجمه وي با شور و شوق زايدالوصفي ستايش كردهاند. اگرچه «تني سون»، در شعرخود رباعيات ترجمة «فيتز جرالد» را كمال و جمال تام ميخواند، ولي از لحاظ دقت، ترجمة «فيتز جرالد» با متن اصلي فاصلة زيادي دارد. طبق آمار، از 101 رباعي ترجمه شده توسط وي ، 49 شعر به مفاهيم متن اصلي نزديك و 44 شعر از مخلوط كردن يك شعر با ديگر اشعار نوسازي شده و چند شعر اثر شاعر ديگري غير از خيام بوده و 3 شعر نيز از خودش ميباشد. موفقيت «فيتز جرالد» ، در ترجمة آزاد او است، ولي متأسفانه وي خيلي آزاد ترجمه كرده و چيزهايي را كه نبايد حذف شود، حذف كرده است. در اينجا برخي از متنهاي ترجمه شده از زبان انگليسي به زبان چيني را با متن اصلي رباعيات خيام مقايسه ميكنيم متن شعر شماره 99 ترجمة «فيتز جرالد» به شرح زير است: could thou and I with Fate conspire Ah! love, to grasp this sorry Scheme of things entire, Would not We shatter it to bits- and then Re-mould it nearer to the Heart,s Desire! در سال 1919، آقاي دكتر «هوشي» اين شعر را از زبان انگليسي به زبان چيني ترجمه كرد. وي معتقد بود كه اين ترجمه بهترين شعر ترجمه شده توسط اوست. متن ترجمه وي به شرح زير است: اگر شما و من جانشين خداي آسمان شويم، بايد تمام جهان آشفته را خراب كنيم، آن را دوباره در بوته آزمايش قرار داده، و آن را از نو به ميل خود بسازيم. در حاليكه آقاي «گوه مو رو» اين «رباعي» را اين گونه ترجمه كرده است. آه، عشق، اگر من و شما با «او» همدست شويم، و مجموعة عوامل بدبختي را به دست آوريم. ميترسيم و آن را تخريب نميكنيم، تا به ميل خود آن را مجددا بازسازي كنيم. آقاي «وين اي دوو» ديگر مترجم خيام به چيني، معتقد است كه ترجمه آقاي «گوه مو رو» خوب نيست و ايشان همين رباعي را مجددا اين گونه ترجمه كرده است: عشق، اگر من و شما با «او» همدستي كنيم، تا جهان بدبختي را بدست آوريم، ميترسيم و آن را پاره پاره نميكنيم، و به ميل خود آن را نوسازي ميكنيم، آقاي «شيو جي مو» نيز از ترجمة آقاي «گوه مو رو» انتقاد كرده و خود آن را اين گونه ترجمه كرده است. عشق، اگر من و شما با خداي خوشبختي همدست شويم، و سرنوشت اين جهان زشت را در دست گيريم، در فرصت مناسب آن را كاملا در هم بشكنيم، و به ميل خود آن را به خوشبختي تبديل كنيم. متن ترجمة اين رباعي توسط ديگر مترجم رباعيات، آقاي «بولي» به شرح زير ترجمه شده است: آه، عشق، اميدواريم كه با سرنوشت مشورت كنيم، سرنوشت خيلي بد چيزها را در دست بگيريم! چرا اين جهان را پاره پاره نميكنيم؟ تا به ميل خودمان آن را از نو بسازيم. متن ترجمة آقاي «هوانگ گائو شين» از اين رباعي به شرح زير است: عاشقا! اگر من و شما با هم همكاري كنيم، سرنوشت بد همه چيز را دردست بگيريم، ابتدا نبايد آن را پاره پاره كنيم، و به ميل خود از نو بسازيم. من همچنين متنهاي ترجمة آقايان «يوار چانگ» و «مونگ شيانگ سن» را خواندم، ترجمة آقاي «يو» اين گونه است: آه، دوست، اگر من بتوانم در خفا او را به بينم، و كاملا آن سرنوشت شوم را در دست گيرم، مگر نميتوانيم آن را پاره پاره كنيم، و به ميل خود رقم بزنيم. ترجمه آقاي «مونگ» به اين شرح است: آه، عشق ، مگر ما نميتوانيم با او همدست شويم، و سرنوشت اين جهان شوم را در دست گيريم، مگر نميتوانيم آن را در هم شكسته و پاره پاره كنيم، و به ميل خود مجددا از نو بسازيم. اين همه اختلاف در ترجمه درحالي است كه مفهوم اصلي شعر خيام روشن است، و هيچ جاي ابهامي ندارد. ولي «فيتز جرالد» هنگام ترجمه يا دو شعر را با هم مخلوط كرده و يا برخي از جملات را حذف كرده است. به هرحال متن ترجمه وي با متن اصلي فارسي فاصله دارد. دراينجا من شعر را از فارسي مستقيما به زبان چيني ترجمه ميكنم: اگر مانند يزدان بر آسمان حكومت كنم، اين فلك را يك سره سرنگون ميكنم، گنبد ازرق جديدي از نو ميسازم، تا آرزوي آزاد مرد تحقق يابد. دراين شعر، واژة مهمي به نام «يزدان» هست كه داراي رنگ مذهب زرتشت فارس (ايران) بوده و معني آن خالق جهان، خدا و فرشته است، اين واژه با كلمة خدا در زبان فارسي و الله در زبان عربي فرق دارد. هدف خيام از استفاده از اين واژه اين است كه ، علي رغم گذشت سيصد سال از ورود اسلام به ايران، وي همچنان عقيده سنتي ايران قديم را حفظ كرده و معتقد است كه يزدان دين زرتشت ، بر جهان مسلط است. در جمله چهارم اين شعر واژه مهم ديگر، كلمة «آزاده» است كه معني آن آدم شريف، شخص درستكار، شخص آزاديخواه (نه چاكر)، ايراني اصيل (نه تازي) است. بدون شك و ترديد، منظور از واژه (آزاده) دراين شعر اين است كه آرزوي ايراني آزاديخواه، تحقق يابد. معني واقعي مطلب اين است كه اعراب در سال 651 ايران را اشغال كردند، و از آن به بعد ايرانيان مثل برده زندگي ميكردند. در لابه لاي اين شعر علاوه بر ابراز نارضايتي از جهان بشري، نفرت شاعر از اعراب متجاوز حكمران نيز نهفته است. نفرت شاعر، نشانگر روحية ستيز محافل ادبي فارس در آن دوران است. ولي در ترجمه «فيتز جرالد» اين دو واژة مهم (يزدان و آزاده) حذف شده است. از اين جهت، شعر پرمعني و عميق خيام، به شعر نارضايتي از جهان عادي تبديل شده است. در واقع ترجمه «فيتز جرالد» روح اصلي شعر را از آن سلب كرده است. در چنين شرايطي همة مترجميني كه رباعيات خيام را از زبان انگليسي و براساس ترجمه «فيتز جرالد» ترجمه كردهاند، هرچند در اين زمينه سعي و كوشش خود را به كار بردهاند، معني واقعي و عميق شعر خيام را بيان نكردهاند. در ميان آنها تنها ترجمه آقاي «هوشي» سادهتر و روشنتر و به مفهوم اصلي شعر خيام نزديكتر است. علاوه بر اين، كلمة «مجموعة چيزها» كه در متن ترجمه «گوه مو رو» هست غيرقابل فهم است. البته «جهان آشفته» در ترجمه «هوشي» روشنتر است و معني ساير ترجمهها نيز واضح است. در واقع در متن اصلي، اين واژه «فلك» است، كه با آسمان، گردون و سپهر متفاوت است. معني فلك غير از آسمان به معني سرنوشت هم هست. واضح است كه خيام از هر دو معني آن استفاده كرده. «فيتز جرالد» اين واژه را Sorry Scheme of things ترجمه كرده و مترجمان چيني هم از روي ناچاري از او دنبالهروي كردهاند. به همين دليل است كه در متنهاي ترجمه شده به زبان چيني «جهان بدبخت را تخريب كردن»... پديد آمده است. با كمي تأمل متوجه ميشويم كه «سرنگوني فلك» و «تخريب جهان» كدام يك ميتواند روحية ستيزه جويانه شاعر را بهتر منعكس كند؟ لازم بذكر است كه «فيتز جرالد» در ترجمه خود جمله Oh love را كه در متن اصلي به هيچوجه وجود ندارد، اضافه كرده است. به همين سبب است كه در تمام متون ترجمه شده به زبان چيني، واژههاي «آه عشق»، «عشقا»، «عاشقا» بوجود آمده است، درحاليكه اين واژهها در متن اصلي به هيچوجه وجود ندارد. «فيتز جرالد» زبان روشن فارسي را در متن اصلي پيچيدهتر ساخته است. نمونه ديگر ترجمة شعر شماره 68 از «فيتز جرالد» به شرح زير است: We are no other than a moving row of magic shadow shores that come and go Round - by the master- with this sun illuminated lantern held of show in midnight ـ ترجمة «گوه مو رو» از اين رباعي به زبان چيني چنين است: ما گروه منظره و خيال متحرك هستيم، دور اين فانوس گردان ميگرديم، دريك نيمه شب، شعبده باز آن را روشن ميكند. ـ ترجمة «بولي» چنين است: ما تنها گروه منظره و خيال هستيم، در رفت و آمد و دور فانوس گردان ميگرديم، روشنايي از خورشيد در ميانه آمد، در شب، شعبده باز چراغ را روشن كرد. ـ ترجمة آقاي «هوانگ هوسن» بدين گونه است: ما تنها چون منظره و خيال حركت ميكنيم، دور آن نور مركزي با عجله ميچرخيم، اين نور از فانوسي كه خورشيد آن را روشن كرده ميتابد، اين فانوس شبها در دست شعبده باز است. ـ متن ترجمه «مونگ شيانگ سن» به شرح زير است: ما تنها سايه بازي متحرك هستيم، در شب، صاحب صحنة بازي ميشويم، خورشيد را فانوس تلقي ميكنيم، دور آن رفت و آمد ميكنيم. ـ متن ترجمة «يوار چانگ» اين گونه است: ما تنها ساية متحرك هستيم، دور يك فانوس رفت و آمد ميكنيم، شعبده باز آن را دردست گرفته، در شب خورشيد آن را روشن ميكند. شايد متن اصلي فارسي اين شعر را بايد اين گونه ترجمه كرد: در برابر اين فلك كه ما حيرانيم، بيهوده و عجيب همچون فانوس گردان، خورشيد منبع نور، گردون بدنه آن، ما همچون تصوير روي آن، در رفت و آمد و حيران. ميتوان ديد كه جمله اول اين شعر ، بيانگر خيال و احساس باطني شاعر در برابر زندگي انسان در دنياست. ولي «فيتز جرالد» آن را اصلاح كرده و جمله چهارم را جلوتر انداخته. از اين جهت در ترجمه، اين احساس شاعر كه فلك را فانوسي گردان تصوير كرده وجود ندارد. از طرف ديگر وي در ترجمه در برابر فانوس واژه Midnight اضافه كرده است، درحاليكه اين كلمه در متن اصلي فارسي نيست. به همين دليل در متنهاي ترجمه شده به زبان چيني براساس ترجمه «فيتز جرالد» واژههاي «شب»، «نيمه شب»، «در شب» پديد آمدهاند و جمله «در شب خورشيد آن را روشن كرد» غيرقابل فهم است. مايه تاسف است كه «فيتز جرالد» در ترجمة خود اصل مهم معاني و بيان خيام در اين شعر را ناديده گرفته است. در سطر اول و سطر چهارم واژه «حيران» (به معني 1ـ متحير 2ـ سرگردان) وجود دارد. در شعر فارسي، اگر در يك يا دو بيت، يك واژه تكرار شود، معني آن معمولا يكي نيست. شاعر بزرگي همچون خيام اگر در يك شعر كوتاه در دو جاي مختلف از يك واژه استفاده كرده، غيرقابل تصور است كه هر دو به يك معني باشد. لذا «حيران» در سطر اول به معناي اول است يعني شاعر در برابر فلك احساس تحير ميكند و در سطر چهارم به معناي دوم است. به نظر شاعر جهانيان سرگردان مانند اشخاص روي فانوس گردان هستند. اين دو جمله مهارت فوق العاده شاعر را بخوبي نشان ميدهد. ولي متأسفانه، «فيتز جرالد» قصد واقعي شاعر را درك نكرده و هر دو معني اين واژه در ترجمة وي حذف شده است. از اين جهت مترجمان چيني نيز قصد واقعي شاعر بزرگ ايراني را نفهميدهاند. من ضمن مقايسه ترجمه «فيتز جرالد» ، با ترجمههاي صورت گرفته به زبان چيني، تجربه شخصي خودم را ميگويم كه اگر بخواهيم اشعار خارجي را بطور دقيق و صحيح ترجمه كنيم، علاوه بر فراگيري كامل هر دو زبان، بايد با محيط اجتماعي و ويژگي زماني نويسنده هم آشنايي عميق داشته و سوابق شخصي و گرايشهاي فكري وي را هم بدانيم، و با مفاهيم واقعي و زبان و اصطلاحات آن آشنا باشيم. خيام رباعيات را به اوج خود رسانده است. زبان رباعيات او ساده ولي عالي و لطيف است. بايد گفت وي براي به كارگيري هر واژه در رباعيات، دقيقا فكر كرده است. از اين جهت ما نيز هنگام ترجمة آن در مورد هر واژه بايد دقت و توجه زيادي داشته باشيم. بعضي از انگليسيها معتقدند كه ترجمة «فيتز جرالد»، حتي از متن اصلي خيام هم بهتر است. بنده اين نظر را قبول ندارم. درخصوص جايگاه «فيتز جرالد» مترجم انگليسي و خيام شاعر بزرگ ايراني در محافل ادبي جهان، من نظر «تنيسون» شاعر انگليسي را قبول دارم. وي در همان شعر ستايش ترجمه فيتز جرالد ميگويد: من نميدانم كدام متن ترجمه شده به زبان انگليسي، از اين بهتر و كاملتر و نفيستر ميتواند باشد. او همانند يك ستاره است، خورشيد به او نور ميدهد، همة زيبائيهاي ادبيات در آثار او جمع شده، با كف زدن به شما عمر آفرين ميگوييم. به نظر «تني سون» ، «فيتز جرالد» ماه است و خيام خورشيد، نور ماه هر چقدر هم درخشان باشد، نميتواند از نور خورشيد بيشتر باشد، مضافا بر اين كه نور ماه تنها جلوهاي از انعكاس نور خورشيد است. |