::مقاله دات نت:: پایگاه مقالات ایرانیان - Content
  ::مقاله دات نت:: پایگاه مقالات ایرانیان
 
  
نام کاربری:   رمزعبور:
منوی اصلی
پیامهای کوتاه

فقط کاربران عضو میتوانند پیام بفرستند خواهشمندیم وارد شوید یا عضو شوید.
ارتباط آنلاين با مديران
سردبیر

مدیر فنی
كیفیت تحولات ادبی، دكتر ضیاءالدین سجادی





(1)ملك‌الشعرای بهار در «سبك شناسی»، كه آن را «تاریخ تطوّر نثر فارسی» نامیده، پس از بحث درباره‌ی ادبیات و خط و آثار ایران باستان از ناموس تطوّر بحث كرده و به قول داروین استناد جسته و قول بوكز آلمانی را درباره‌ی تطوّر لغات آورده است، و عوامل حقیقی تغییر لغات را همان عوامل تغییر انواع می‌داند.
نمی‌دانم این سخن تا چه حد درست باشد، اما موضوع تحول، یعنی دگرگونی و تغییر وضع و شكل، لازمه‌ی هر پدیده‌ی حیاتی است و ادبیات كه محصول اندیشه و مسیر فكر بشر در زیبایی و هنر و شناخت و توصیف اسرار زندگی و سرگذشت معنوی بشر است، از این اصل، یعنی دگرگونی و تغییر وضع، خارج نیست، و در این سخنرانی از كیفیت تحولات ادبی به طور اجمال بحث می‌شود و پیدا است در بحث علل و موجبات وارد نمی‌شویم، مگر در حاشیه‌ی سایر مطالب.
بدیهی است تاریخ ادبیات هم تاریخ تحولات ادبی است و به طور كلی شناختن كیفیت و انواع تحولات ما را به ارزشیابی واقعی آثار ادبی رهبری می‌كند. سخن‌سنجی نیز از تحولات ادبی و حالات گوناگون آن و بخش میان آنها در جهت لفظ و معنی و تصور و غیر آن بحث می‌كند.
حتی علم ادب را قدما معرفت به احوال نظم و نثر و همچنین اسالیب كلام می‌دانستند و این همان كیفیت تحولات ادبی است. و علم و ادب را علم صناعت می‌دانستند كه اسالیب مختلفه كلام بلیغ در هر یك از حالات خود به توسط آن شناخته می‌شود.
در بحث از كیفیت تحولات، راجع به علل و عوامل بحثی نمی‌كنیم، بلكه در هر دوره از چگونگی این دگرگونیها بحث می‌شود و پیش از این بحث باید توجه داشت كه تحولات در لفظ و لغت، در معنی و موضوع، در شكل و سبك نگارش یا شعر در دورانهای گوناگون روی داده و همچنین تحولاتی ابتكاری و ابداعی و تحولاتی تقلیدی در كار بوده، و همیشه آن ابتكاریها و ابداعیها درخشان و برجسته شده، و تقلیدیها در درجه‌ی دوم یا سوم قرار گرفته و یا فراموش شده‌اند.
از طرف دیگر، گاهی تحولی در شعر یا نثر مُد شده و همه به خیال اینكه در كار خود تحول داده‌اند، به دنبال آن مُد رفته‌اند.
و اگر دقیق‌تر در كیفیت تحولات هر عصر توجه كنیم، باید قول سارتر را در كتاب «ادبیات چیست» قبول كنیم كه خواننده هم در كیفیت تحولات دخیل است، زیرا كه سارتر می‌گوید: «آفرینش ادبی به كمال نمی‌رسد مگر در خواندن.» حالا كه هنرمند باید كار تكمیل آنچه را كه آغاز كرده است، به دیگری واگذارد و حال كه از خلال شعور و آگاهی خواننده است كه نویسنده می‌تواند خود را نسبت به اثرش مهم و اصلی ببیند، پس هر اثر ادبی در حكم نوشتن دعوتی است از خواننده تا چیزی را كه من از طریق زبان به آشكار كردنش همت گماشته‌ام، همتی عینی ببخشد.(2)
و اگر قول اولی در مورد اینكه واقعیت انسانی آشكاركننده است و به مناسبت اوست كه حتی «هست» یا به عبارت دیگر انسان وسیله‌ای است كه بدان وسیله امور جهان آشكار می‌شوند، بر اثر حضور ما در این جهان است كه روابط و نسبتها كثرت می‌یابند(3)، پس در هر زمان و هر مكان، با وجود انسان این روابط تغییر می‌كند و انسانی آشكارا به گونه‌ای دیگر نشان می‌دهد و همین‌ها تحولات واقعی در آثار ادبی است.
از اینجا می‌توانیم سیری در دوره‌های ادبی كشورمان بكنیم و بعد از اسلام را در نظر آوریم كه تا قرن چهارم از یك طرف آثار ادبیات باستانی در ادبیات ما مورد توجه بوده و از طرف دیگر، نهضتهای گوناگون ادبی و سیاسی، حماسه‌های ملی را به وجود آورده و نابغه‌ای چون فردوسی را به جهان ادب داده است و اگرچه پیش از او مسعودی مروزی و دقیقی، «شاهنامه» ساخته و جماعتی «شاهنامه»ی منثور داشته‌اند، او این تحول را به حدّ اعلای كمال رسانده و جلوه داده است و بعد، این كار تقلیدی شده و اسدی طوسی و ایران‌شاه ابن ابی‌الخیر (صاحب «بهمن نامه») و بعد منظومه‌ی «فرامرزنامه» و «برزونامه» و با «نوگشت‌نامه» و غیر آن به دنبال او رفته و همه به او نظر داشته‌اند؛ چنان‌كه اسدی طوسی در «گرشاسب‌نامه»اش گفته:
بسی یاد نكو رانده شد/ بسی دفتر باستان خوانده شد
ز هر گونه دفتر فكندند بن/ پس آنگه گشادند بند سخن
كه فردوسی طوسی پاك مغز/ بداده است داد سخنهای نغز
به شهنامه گیتی بیاراسته است/ به آن نامه نام نكو خواسته است
تو هم داری از شعر اگر پیشه‌ای/ هم اندر سخن چابك اندیشه‌ای
بخوان بر تو آن نامه باستان/ به شعر آر خرم یكی داستان
ز كردار گرشاسب اندر جهان/ یكی نامه بد یادگار جهان

اما توجه دیگر در قرون سوم و چهارم چند نوع تحول دیگر را نیز نشان می‌دهد. یكی، توجه به زبان و لغت عرب و معلومات اسلامی، دیگر بحثهای گوناگون فرق و مذاهب اسلامی، كه در این قرنها همه در آثار ادبی تأثیر گذاشته و در قرن پنجم مذهب اسماعیلیه شاعری چون ناصرخسرو را پدید آورد كه آثارش همه حكمت و پند و اندرز و اسلامی است.
اما در قرن پنجم، در تاریخ‌نویسی و نثر فارسی، تحولی به وجود آمده كه بزرگترین نمونه‌اش «تاریخ بیهقی» است كه در سال 450ه‍.ق نوشته شده.
در قرن پنجم، عرفان در ادب فارسی آمده و خواجه عبدالله انصاری آثاری به وجود آورده كه مسجّع بوده است. اگرچه شعر فارسی عرفانی از قرن چهارم نیز داریم؛ مانند آن رباعی پورجانی:
تو به علم ازل مرا دیدی/ دیدی آنگه به عیب، بخریدی
تو به علم آن و من به عیب همین/ ردّ مكن آنچه خود پسندیدی

در همان قرن چهارم كه شاعران به وصف طبیعت و حالات نفسانی ما به عشق و محبت به صورت واقعی و حسّی می‌نگریستند و به فارسی توجه خاص داشته، در گوشه‌های دیگر از ایران، یعنی دربار آل‌بویه، عربی‌دانی و عربی‌نویسی معمول بوده و به شعر و نثر عربی روی می‌كردند.
اما قرن ششم هجری، كه از هر جهت قرن غنا و كمال شعر فارسی و همچنین به وجود آمدن شاهكار نثر فارسی چون «كلیله و دمنه»ی نصرالدین بن عبدالحمید منشی است، دارای تحولات فراوان است كه به عنوان مثال باید گفت كه عرفان در آغاز به وسیله‌ی سنایی وارد شعر شده و در همین قرن به وسیله‌ی عطار به كمال رسیده، در این قرن قصاید مصنوع ساخته شده و شاعران از معلومات خود در شعر بسیار وارد كرده‌اند. نثرهای مغلق و مصنوع مانند عتبةالكتبه، التوسل الی الترسل، و غیر آنها هجوگویی رواج داشته، شاعرانی كه احساسات شدید دینی داشته‌اند در این راه زیادند، مخالفت با فلسفه شد. و بیشتر شاعران به ذمّ فلسفه پرداختند. موضوعات تازه و نو در شعر زیاد آمده كه قبلاً سابقه نداشته است.
در قرن هفتم، سعدی تحولی به وجود آورد و فخرالدین عراقی غزل عرفانی گفته، مولانا جلال‌الدین نیز در این قرن می‌زیسته و دایرةالمعارف اندیشه و عرفان فارسی را به وجود آورده است.
قرن هشتم بزرگترین شاعر را دارد كه حافظ است. اما قرن هفتم و هشتم، درعین‌حال، تاریخ‌نویسی را نیز كمال بخشیده و تحولی در نثر فارسی به وجود آورده است.
قرن نهم مكتب هرات تحول گونه‌ای در شعر و نثر وارد ساخته، اما همین قرن بابافغانی از تحول در شعر به صورت سبكی كه بعدها «هندی» یا «افغانی» نام گرفت آغاز كرده و در قرن دهم سبك هندی آمده و در همین قرن، در دوره‌ی صفویه، ادبیات مذهبی و مخصوصاً شعر درباره‌ی موضوعات مذهبی و مرثیه‌ها بسیار است.
دوره‌ی بازگشت ادبی سراسر تقلید است و اگر تحولی هم پیدا شده، تقلیدی است از شاعران گذشته.
ادبیات دوره‌ی مشروطیت و پیش از آن خود بحثی جداگانه دارد. اما كیفیت تحولاتش قابل بحث ما است. موضوعات اجتماعی، و سخن به زبان مردم گفتن، و نیز تحت تأثیر آثار ادبیات خارجی آثاری به وجود آوردن، همه از خصوصیات تحولی است.
ادیب‌الممالك فراهانی انتقادات اجتماعی می‌كند، ملك‌الشعرای بهار و ایرج و دیگران همین‌طور؛ حتی شیخ‌الرییس ابوالحسن میرزا نیز كلمه‌ی «مادام» فرانسوی را در شعر آورده است.
در اینجا باید این نكته را در نظر داشت كه در یك زمان تحول در صورت و ماده‌ی ظاهری بر آثار ادبی بیشتر معمول می‌شود؛ یعنی تحول در لفظ. به این ترتیب كه مثلاً در همان دوره‌های اولیه‌ی ادبی بعد از اسلام كه زبان عربی متداول شده، بعضی به آثار پهلوی نیز توجه داشته‌اند، و گروهی از الفاظ و كلمات عربی در شعر و نثر بیشتر استفاده كرده‌اند، و در همین زمان كه پیش از مشروطه و بعد از آن است، درعین‌حال كه بعضی الفاظ فرنگی وارد شعر شده و كسی مانند ابوالحسن‌میرزا كلمه‌ی «مادام» را در شعر آورده و عبدالله میرزای قاجار كلمات پلیسی، پلیتیك، راپورت را در مسمطی آورده است؛ در همین ادوار كسانی مانند یغمای جندقی فارسی سَره می‌نویسند و ادیب‌الممالك فراهانی در شعرش لغات فارسی سَره را می‌آورد و نامهای اشامیه آن را در شعر می‌گوید و درعین‌حال، نامهای انگشتان آدمی را به سه زبان فارسی و عربی و فرانسوی به شعر درآورده است. و به قول خودش، در ذی‌الحجه‌ی سال 1317 مقداری از لغات فرانسوی را به فارسی درآورده است و گفته: «بود به لفظ فرانسی ایا نگار جمیعی».
و بسیاری از اوقات تحول از حد الفاظ گذشته، به موضوعات و معانی رسیده است و در این حال بسیار قابل مطالعه و دقت است، و برای بررسی ادبیات و شاهكارهای شعر و نثر و جدا كردن آثار تقلیدی از ابتكاری و نیز نقد ادبی باید كیفیت این تحولات را بررسی كرد و دانست كه شاعر و یا نویسنده تا چه حد در این تحول مبتكر بوده، و چه اندازه و تحت چه شرایطی به این تحول سر و صورت داده و در این راه توفیقی یافته است. مسأله‌ی قابل ذكر در این بحث این است كه غالب تحولات سر و صورت داده شد و در این راه توفیق یافته است.
مسأله‌ی قابل ذكر دیگر در این بحث این است كه غالب تحولات ادبی در بیشتر زمانها در جهت نوگرایی است و این مطلبی است كه در بیشتر دوره‌ها از زبان گویندگان و نویسندگان می‌شنویم و بعضی از آنها از حد ادعا بالاتر نرفته‌اند و با آنكه آثار تقلید و كهنگی در آثارشان مشهود است، باز این ادعا را دارند. برگردیم به قرون گذشته و ببینیم كه كسی مانند فردوسی در این ادعا صادق است و درست می‌گوید، اما بسیاری دیگر نوجویی نكرده‌اند. در قرن ششم، شاعران، مقلدِ گذشتگان‌اند، اما بعضی از آنان مانند سنایی و خاقانی و نظامی پس از چندی دست از تقلید برداشته و خود مبتكر شده و در جهت نوجویی و ابداع پیش‌رفته و موفق شده‌اند. در عصر ما، این نوجویی و نوگرایی بیشتر شد و تحولات شگرف در شعر و نثر فارسی وارد كرد و كسانی مانند صادق هدایت و نیما در این تحولات نوجویانه‌ی مثبت دست‌اندركار بوده و توفیق بیشتر حاصل كرده‌اند.

یادداشت ویراستار:
این سخنرانی را مرحوم دكتر ضیاءالدین سجادی در 14 دی 1352 در انجمن ادبی كمال در تالار موزه‌ی ایران باستان ایراد كرده‌اند.
الف. آنچه مرحوم دكتر سجادی از ژان پل سارتر نقل كرده‌اند كه «آفرینش ادبی به كمال نمی‌رسد مگر در خواندن»، در ادبیات فارسی خودمان، مشابه همین مضمون، مسبوق به سابقه‌ی دیرین است. برای مثال، خواجه حافظ از آن به «قبول خاطر» خواننده و شنونده تعبیر می‌كند و سعدی می‌گوید: «هر عیب كه سلطان بپسندد، هنر است!». صائب، صریح‌تر به صورت یك قاعده‌ی كلی آن را چنین بیان كرده است:
سخن از مستمعان قدر پذیرد صائب/ قطره در گوش صدف، لؤلؤ شهوار شود
ب. بخش «شعر چیست» (خلاصه‌ای از «ادبیات چیست») اثر ژان پل سارتر را دكتر علی شریعتی در سالهای نخستین بازگشتش از فرانسه به ایران، كه در دانشگاه مشهد تدریس می‌كرد، ترجمه كرده و حواشی بسیار مفیدی در زمینه‌ی شعر فارسی بر آن افزوده است كه به وسیله‌ی نگارنده [سید حسن امین] تجدید چاپ شده است.

پی‌نوشتها:
1. متولد 1298، درگذشته‌ی 1375، استاد فقید دانشگاه.
2. سارتر، «ادبیات چیست»، ص73، ترجمه‌ی نجفی، رحیمی.
3. سارتر، ص3.

- به نقل از كتاب «چهل گفتار از چهل استاد در ایران شناسی»، ویراستار: پروفسور سید حسن امین. تهران: دستان، دایرةالمعارف ایران‌شناسی، 1381.
 









© کپی رایت توسط ::مقاله دات نت:: پایگاه مقالات ایرانیان کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.)
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1385/6/28 (657 مشاهده)

[ بازگشت ]
برای انتشار مقالات خود در د نیای وب می توانید مقالات خود را به ایمیل آدرس maghaleh.net@gmail.com ارسال نمایید.

Copyright © 2005 Computer Center Of MAGHALEH[DAT]NET All rights reserved.
| Please send your comments to:webmaster@maghaleh.net |




مدت زمان ایجاد صفحه : 0.03 ثانیه

::Persian articles by maghaleh[dat]net ::